تبليغاتX
شیمی پیشرفته
مطالب آموزنده ی شیمی

علم گوهری است ناب و درخشان

گوهری از جنس نور

گوهری از جنس معرفت خداوند

+ نوشته شده در  جمعه یکم آبان 1388ساعت 7:39  توسط محمد نيك خواهي 

اين نرم افزار ، ابزار خوبي براي  شبيه سازي و درک ساختار فولرن ها و نانو لوله هاست.
حجم : 4.1   مگابايت                          دانلود             پسورد: www.chemical.blogfa.com
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 5:29  توسط محمد نيك خواهي  | 
استیل سالیسیلات داروی مسکن و تب بری است که در ابتدای قرن بیستم با نام تجاری آسپرین و توسط شرکت بایر آلمان به بازار راه یافت.

آسپرین از مشتقات ترکیبی به نام سالیسیلیک اسید است.سالیسیلیک اسید ماده ایست که در پوست درخت بید (سالیکس) وجود دارد و در گذشته از آن برای تسکین درد استفاده می شد.اما باعث تحریک غشای مخاطی دهان مری و معده می شد.سالیسیلیک اسید را از واکنش فنول و کربن دی اکسید تهیه می کنند.

اما آسپرین نه نتها عوارض جانبی ناگوار سالیسیلیک اسید را نداشت بلکه اثرات خوبی مانند رقیق کردن خون و در نتیجه کاهش خطر سکته و تپش های قلبی داشت.همچنین آسپرین با مقابله با ساخت پروستاگلاندین ها در بدن که موجب التهاب می شوند التهاب را کاهش می دهد.

در ادامه روش سنتز آسپرین آورده شده است:

مواد مورد نیاز: سالیسیلیک اسید - انیدرید استیک((CH3CO)2O) - کمی سولفوریک اسید به عنوان کاتالیزر

طرز کار: ۱.۲ گرم سالیسیلیک اسید رادر یک ارلن بریزید و به آن ۱.۷ میلی لیتر انیدرید استیک بیفزایید. چند قطره سولفوریک اسید به آن اضافه کرده و ارلن را به مدت ۲۰ دقیقه در حمام آب ۶۰ درجه سانتی گراد قرار دهید.سپس آنرا سرد کرده و ۲۵ میلی لیتر آب مقطر در ارلن بریزید و قاشقک یا همزنی زا به دیواره ی ارلن بکشید تا آسپرین از دیواره ی ارلن جدا شود.در نهایت با کاغذ صافی آب آن را بگیرید و بگذارید خشک شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 6:53  توسط محمد نيك خواهي  | 
PL table یک نرم افزار جدول تناوبی بی نظیر     حجم:۱.۵ مگابایت     دانلود
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 7:59  توسط محمد نيك خواهي  | 

تا كنون هزاران تركيب كمپلكس شناخته شده كه تعداد آنها رو به افزايش است.

به همين منظور براي نامگذاري آنها سيستمي طراحي شده است.با استفاده از قواعد زير مي توانيم تعداد بسيار زيادي از كمپلكس ها را نام گذاري كنيم:

1-اگر تركيب يك نمك باشد ابتدا نام كاتيون آورده مي شود. حتي اگر كاتيون يك يون كمپلكسي نباشد.

2-ابتدا نام ليگاندها و سپس نام كاتيون مركزي آورده ميشود.نام ليگاندها به ترتيب الفبا نوشته مي شود.براي بيان تعداد ليگاندها از پيشوندهاي دي ، تري ، تترا و ... استفاده مي شود.اين پيشوندها بر ترتيب الفبايي اثر ندارند اما اگر پيشوندها بخشي از نام خود ليگاند باشند بايد آنها را در ترتيب نام گذاري اثر داد.(مثلا دي متيل آمين با حرف D آغاز مي شود.)براي بيان تعداد اينگونه ليگاندها از پيشوندهاي بيس(دو) ، تريس(سه) ،تتراكيس(چهار)،پنتاكس(پنج) و هگزاكيس(شش) استفاده ميشود و نام ليگاند در داخل پرانتز قرار مي گيرد.مانند: تريس(اتيلن دي آمين)

3-به ليگاندهاي آنيوني پسوند "و" داده ميشود.مانند -OH =»هيدروكسو ، ‍-CN =»سيانو ، -NO2 =» نيتريتو و...

4-نام ليگاندهاي خنثي معمولا تغيير نميكند به جز: H2O =» آكوا ، NH3 =» آمين ، CO =» كربونيل ، NO =»نيتروزيل

5-اگر كمپلكس آنيون باشد پسوند "ات" مي گيرد و اگر نماد فلز از يك نام لاتين گرفته شده باشد نام لاتيني به عنوان ريشه به كار برده مي شود.اگر كمپلكس خنثي يا كاتيون باشد نام انگليسي فلز (بدون پسوند)به كار ميرود.

6-عدد اكسايش كاتيون مركزي را مي توان با اعداد رومي در داخل پرانتز (سيستم اشتوك)يا با استفاده از اعداد فارسي در داخل پرانتز همراه با نماد هاي + و - (سيستم اوونس-باست) مشخص كرد.

توجه داشته باشيد كه در سيستم اشتوك عدد اكسايش كاتيون و در سيستم اوونس-باست بار كمپلكس مد نظر است.

در سيستم اشتوك از (0) براي حالت اكسايش صفر استفاده ميشود اما در سيستم اوونس-باست براي كمپلكس خنثي بعد از نام كمپلكس هيچ عدي نوشته نمي شود.

مانند مثال هاي زير

تركيب سيستم اشتوك سيستم اوونس-باست
Ag(NH3)2]Cl] دي آمين نقره(I)كلريد دي آمين نقره(+1) كلريد
[Ni(CO)4 تترا كربونيل نيكل (0)  تترا كربونيل نيكل
Cu(en)2]SO4] بيس(اتيلن دي آمين)مس(II) سولفات بيس(اتيلن دي آمين)مس(+2) سولفات
[Pt(NH3)4][PtCl6] تترا آمين پلاتين(II)هگزا كلرو پلاتينات(IV تترا آمين پلاتين(+2)هگزا كلرو پلاتينات (-2)
[K4[Fe(CN)6  پتاسيم هگزا سيانو فرات (II) پتاسيم هگزا سيانو فرات(-4)
[Co(NH3)3Cl3 تري آمين تري كلرو كبالت(III) تري آمين تري كلرو كبالت
                  

در مواردي كه نام هاي معمولي مناسب تر از نام هاي سيستماتيك باشد يا ساختار كمپلكس دقيقا معلوم نباشد از نام هاي معمولي استفاده مي كنيم .مانند

-Al(OH)4     يون آلومينات              -4[Fe(CN)6]   فرو سيانيد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 7:0  توسط محمد نيك خواهي  | 
این مطلب به صورت فایل pdf است.        دانلود

حجم : ۲۴۰ كيلوبايت     

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 12:5  توسط محمد نيك خواهي  | 
  در اواخر سده ي نوزدهم شيميدانان براي درك ماهيت پيوند در تركيبات مولكولي با دشواري روبرو بودند. تشكيل تركيبي مانند CoCl3.6H2O گمراه كننده بود به ويژه در اين مورد كه خود CoCl3 به تنهايي وجود ندارد. براي اولين بار آلفرد ورنر در سال 1893 نظريه اي را براي توضيح ساختار اينگونه تركيبات پيچيده موسوم به كمپلس ارائه داد.او فرمول اين ماده را به صورت Co(NH3)6]Cl3 ]نوشت و پيشنهاد كرد كه 6 مولكول آمونياك به طور متقارن به وسيله ي والانس هاي فرعي كبالت با آن پيوند كوئوردينانسي بر قرار كرده اند و والانس هاي اصلي كبالت به وسيله ي يون هاي كلريد پر شده اند. با گذشت زمان نظريه ي ورنر پيشرفت زيادي كرد.

(بقيه در ادامه ي مطلب)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 7:40  توسط محمد نيك خواهي  | 

   پيدايش جهان

   اين پرسش كه جهان هستي چگونه به وجود آمده از ديرباز يكي از پرسش هاي بنيادين انسان است كه همواره ذهن او را به خود مشغول كرده. حدود 14 ميليارد سال پيش جهان توده ي بسيار داغ و متراكمي از ذرات بنيادي بود كه با " انفجار بزرگ" (Big Bang) اين توده متلاشي شد و جهان ما شكل گرفت .جهاني كه از زمان انفجار تا كنون در حال انبساط است.

   هيچ كس دقيقا نمي داند قبل از انفجار چه اتفاقي افتاد. پس از انفجار بزرگ ذرات بنيادي در تجمع با هم پروتون ها ، نوترون ها و الكترون ها را به وجود آوردند.اولين عنصري كه تشكيل شد هيدروژن بود كه هم اكنون نيز بيشترين تعداد اتمهاي سازنده ي جهان را تشكيل مي دهد.كم كم اتم هاي هيدروژن در برخي نقاط كيهان گرهم آمده و فشرده شدند و ستاره ها را پديد آوردند. در ستاره ها بر اثر واكنش همجوشي هسته اي عناصر سنگين تر به وجود آمدند كه با نابود شدن و انفجار هر ستاره ، در نقاط مختلف كيهان پراكنده شدند.اين عناصر سنگين در تجمع با هم سياره ها را به وجود آوردند.در سياره ي كوچك ما وضع مساعد تر شد و عناصر و تركيبات مورد نياز براي پيدايش زندگي در آن ايجاد شدند و زمينه ي شكل گيري حيات را فراهم نمودند.

   انبساط جهان

   انبساط جهان يكي از موضوعاتي است كه در سالهاي اخير توجه دانشمندان زيادي را به خود جلب كرده است.جهان از لحظه ي انفجار بزرگ به سرعت در حال انبساط است.تنها نيرويي كه در مقابل اين انبساط مقاومت مي كند نيروي جاذبه است.اما آيا جهان تا ابد همين طور به انبساط خود ادامه خواهد داد يا اينكه نيروي جاذبه غلبه كرده و كيهان شروع به انقباض مي كند؟

   براي پاسخ دادن به اين سوال بايد بدانيم اين نيروي جاذيه تا چه حد قوي است ، كه كليد اين سوال جرم است.زيرا همانطور كه مي دانيد جسم سنگين تر نيروي جاذبه ي بيشتري ايجاد مي كند.تا چند دهه قبل دانشمندان معتقد بودند كه جرم كيهان به اندازه اي نيست كه جاذبه ي ناشي از آن بتواند جلوي انبساط آنرا بگيرد؛ اما در سالهاي اخير مشخص شد كه جرم جهان به مراتب بيشتر از چيزي است كه قبلا تصور مي شد.اين به اين معني است كه در جهان مقدار زيادي ماده وجود دارد كه ما از وجودش بي خبريم و نمي توانيم آنرا ببينيم.دانشمندان اين ماده را ماده ي تاريك ناميدند.ماهيت ماده ي تاريك هنوز به درستي مشخص نيست.پيش بيني سرنوشت جهان در گرو شناخت ماده ي تاريك است.

«غیرقابل درك ترین چیز در مورد جهان، قابل درك بودن آن است.»   آلبرت اینشتین

+ نوشته شده در  شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 5:58  توسط محمد نيك خواهي  | 

   مقاومت هر فلز با افزايش دما افزايش مي يابد. بنابرين اگر يك فلز را سرد كنيم الكترون ها راحت تر ميتوانند در آن حركت كنند. زيرا در دماهاي پايين ارتعاش اتمها كمتر شده و كمتر مانع حركت الكترونها مي شوند و مقاومت الكتريكي كاهش ميابد.

   در سال 1911 كامرلينگ اونز فيزيكدان هلندي در دانشگاه ليدن مشاهده كرد كه اگر دماي جيوه را تا 4.2 كلوين كم كنيم مقاومت آن به طور ناگهاني به صفر كاهش ميابد. فلز را در اين حالت (كه مقاومت الكتيريكي ندارد) ابر رسانا مي گوييم. دمايي كه يك فلز به يك ابر رسانا تبديل مي شود دماي بحراني (Tc) ناميده مي شود. بعضي از فلزات مانند نقره خاصيت ابررسانايي ندارد و آن به دليل بي نظمي در ساختار بلورشان است كه كه كمي با حركت الكترونها مخالقت مي كند و حتي اگر تا صفر مطلق هم سرد شود اين بي نظمي از بين نمي رود.دماي بحراني براي ايزوتوپ هاي مختلف يك فلز متفاوت است كه نشاندهنده ي ارتباط نزديك رسانش و حركت اتم هاست.

   ابررسانا ها خواص مغناطيسي غير عادي دارند. ابررساناها ميدان مغناطيسي را دفع مي كنند كه به اثر مايسنر معروف است. از سوي ديگر مي توان با يك ميدان مغناطيسي به اندازه ي كافي قوي (ميدان بحراني Hc ) ابررسانايي را از بين برد.

 

   مشاهدات نشان مي دهد كه آنتروپي يك ابررسانا بر اثر كاهش دما به ميزان قابل ملاحظه اي كاهش مي يابد كه نشانه ي نظم زياد در حالت ابررسانايي است.

    تا سال 1986بالاترين Tc كشف شده حدود 23 كلوين بود؛ ولي در سال هاي بعد اكسيدهاي فلزي اي كشف شدند كه در دماي بالاتر مثلا 120 كلوين ابررسانا مي شدند كه اين دما را مي توان به وسيله ي نيتروژن مايع كه سردكننده اي ارزان قيمت است ايجاد كرد.

   كاربرد ابررساناها يه خاطر دما پايين محدود است ولي بيشترين كاربرد آنها در  موتورها و ژنراتورها ، سيم ها و كابل ها ، دخيره سازهاي مغناطيسي و ترانسفورماتورها  است.

   يكي از معروف ترين ابررسانا ها YBa2Cu3O7 است كه پژوهش هاي زيادي روي آن انجام شده است.ساختار بلور اين ماده نا استوكيومتري است و بلور آن بعضي نقاط به علت نبود اكسيژن خالي است.به نظر مي رسد وجود مس و نقص در بلور براي ابررسانايي اين ماده ضروري است.

لطفا نظر دهيد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 7:33  توسط محمد نيك خواهي  |